السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
59
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
خارج . ازاينرو ، خارجيت ، يك محمول ، يك عارض ذاتى و يك حكم فلسفى است كه برابر با موجود مطلق مىباشد . بنابراين خارجيت مطلقه آن خارجيتى است كه متصف مىشود به آن هر موجودى و براى آن مقابلى موجود نيست . از اين رو ، شامل ذهنى و خارجى هر دو مىشود . خارجيت مطلقه نسبى نيست تا اين كه مشروط به اضافهء وجود به شىء ديگر باشد ، بر خلاف خارجيت نسبى در سخن ما كه مىگوييم « الوجود إما خارجى أو ذهنى » كه اين دو اخص از وجود است و براى آن مقابل وجود دارد و اتصاف وجود به آن محتاج به نسبت آن به شىء ديگر است . همچنين است وحدت عامه . وحدت عامه وحدتى است كه هم شامل مىشود واحد حقيقى را مانند زيد و عمرو ؛ و هم شامل مىشود واحد غير حقيقى را ( واحد اعتبارى ) مانند يك لشكر و يك كهكشان . هر موجود از آن جهت كه موجود است يك واحد است . زيد و عمرو از آن جهت كه موجودند ، واحدند . يك لشكر و يا يك كهكشان از آن جهت كه موجود هستند يك واحد محسوب مىشوند . گرچه آن موجود به نوبهء خود از حيث ديگر به كثرت افرادى يا اجزائى تحليل رود . پس هر موجود از حيث موجوديت ، واحد است ؛ گرچه صلاحيت تقسيم به آحاد و افراد از حيث ديگر در آن باشد . « 1 »
--> ( 1 ) . گفته شد وحدت عامه شامل وحدت حقيقى و غيرحقيقى مىشود . وحدت حقيقى وحدتى است كه در عروضش بر معروض خود نياز به واسطهء در عروض نداشته باشد ، مانند اينكه مىگوييم انسانِ واحد ، گياهِ واحد ، حيوانِ واحد ، كه در اين مثالها عروض وحدت بر موضوعات خود مستقيم و بلاواسطه است . وحدت غير حقيقى وحدتى است كه در عروض خود نياز به واسطه در عروض دارد ، مثل آنكه مىگوييم انسان و فرس در حيوانيت واحدند . حيوانيت واسطه در عروض وحدت بر انسان و فرس شده است . عروض وحدت بر لشكر و كهكشان به واسطهء وجود است ، يعنى چون وجود دارند واحدند . وحدت عامه شامل هر دو نوع وحدت شده ، و هيچ يك از موجودات هستى خارج از اين نوع وحدت نمىباشند